عطر شهادت در سروآباد پیچید؛
برگزاری آیین اجلاسیه شهدای شهرستان سروآباد
در آستانه برگزاری کنگره ۵۵۳۶ شهید استان کردستان، آیین اجلاسیه شهدای شهرستان سروآباد با حضور مسئولان، خانوادههای معظم شهدا، ایثارگران و اقشار مختلف مردم برگزار شد.
سروآباد، این سرزمین کوههای استوار و مردمان سربلند، بار دیگر به احترام مردانی ایستاد که روزی از میان همین کوهها برخاستند و برای دفاع از خاک، ایمان و عزت این دیار، از جان خویش گذشتند.
اینجا هنوز رد پای شهیدان بر سنگلاخ جادهها، در سکوت کوهستان و در خاطره مادرانی که چشم به راه بازگشت فرزندانشان ماندند، پیداست. نام شهید در سروآباد تنها یک نام بر سنگ مزار نیست؛ روایتی زنده از غیرت، ایمان و ایستادگی مردمانی است که تاریخ این سرزمین را با خون خود نوشتند.
مادران و پدران شهدا، همسران و فرزندانشان، عکس عزیزانشان را در آغوش گرفته بودند؛ قابهایی که سالهاست جای خالی یک نفر را در خانههایشان پر کردهاند.
هر قاب، قصهای داشت؛ قصه جوانی که روزی از همین کوچهها رفت و دیگر برنگشت، قصه مادری که چشمانتظاریاش به قاب عکسی بر دیوار گره خورد و قصه پدری که هنوز در سکوت، با تصویر فرزندش حرف میزند.
در میان جمعیت، گاهی دستی قاب عکس شهیدی را محکمتر به سینه میفشرد؛ گویی صاحب عکس، پس از سالها دوباره به آغوش خانواده بازگشته است و چشمانی خیس، لبخندی آرام و نگاههایی که از قابها عبور میکرد و به سالهای دور میرسید.
چه غریب است تماشای جوانی شهیدان در قاب عکسها؛ همان چهرههای خندان، همان چشمهای روشن و همان جوانیای که در یک لحظه جاودانه شده است آنان در قابها پیر نمیشوند؛ همیشه همانقدر جوان، همانقدر استوار و همانقدر نزدیکاند.
مادر شهیدی عکس فرزندش را در آغوش گرفته بود و برای لحظهای، مرز میان گذشته و امروز از میان رفت. انگار نه یک قاب عکس، که خود فرزند را در آغوش کشیده بود. دستی بر شیشه قاب کشید؛ دستی که شاید سالهاست جای نوازش موهای فرزندش را خالی دارد.
در گوشهای دیگر، کودکی ایستاده بود و عکس پدر شهیدش را نگاه میکرد؛ پدری که شاید هیچگاه فرصت نکرد دستهای کوچک فرزندش را در دست بگیرد، اما نامش برای همیشه در بلندای تاریخ این سرزمین ماندگار شد.
آن شب، عکسها فقط عکس نبودند؛ هر کدام پنجرهای بودند رو به روزهای حماسه. قابهایی که سکوتشان از هزاران سخن رساتر بود و به همه یادآوری میکردند که پشت واژههایی چون «امنیت»، «آرامش» و «ایستادگی»، انسانهایی ایستادهاند که از عزیزترین داشته خود، یعنی جانشان، گذشتند.
سروآباد در آن شب، پر از قابهایی بود که بوی شهید میدادند؛ قابهایی که در آغوش خانوادهها آرام گرفته بودند و به ما میگفتند:
شهیدان رفتهاند، اما هنوز در آغوش مادرانشان، در اشک چشمان پدرانشان و در قاب عکسهایشان، زندهاند.
اجلاسیه شهدای شهرستان سروآباد، در امتداد کنگره ۵۵۳۶ شهید استان کردستان، فرصتی است برای بازخوانی این روایت ماندگار؛ روایتی که نسل امروز را به شناخت قهرمانان دیروز پیوند میدهد و یادآور میشود که امنیت و آرامش امروز، بر شانههای بلند ایثارگرانی بنا شده است که از همه داشتههای خود برای سربلندی ایران اسلامی گذشتند.
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!