قلم، آخرین سنگر آزادی؛
مطبوعات آزاد، وجدان بیدار
۳ می، روزی که جهان به خبرنگارانی ادای احترام میکند که نه با اسلحه که با قلم و دوربین جانانهترین نبرد را فدا کردند، نبردی برای حقیقت در برابر سانسور و برای رسانههای مستقلی که تنها سنگر امید شهروندان بیصدا شدهاند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، هر سال در سوم ماه مه، پرچمهای خبری در نقاط مختلف جهان نیمهافراشته نمیشوند، اما دلیلی نیست که یاد نکنیم، روز جهانی آزادی مطبوعات، نامی است برازنده بزرگداشتی که شایسته آن خبرنگارانی هستند که جان خود را پشت یک گزارش، یک تیتر، یا حتی فقط یک جمله سپید کردند.
وقتی از رسانه مستقل حرف میزنیم، از نهادی سخن میگوییم که میان قدرت و مردم ایستاده، بدون رسانه آزاد، فساد در سایه میبالد، تبعیض پنهان میماند و صدای ستمدیدگان به هیچ گوشی نمیرسد، اما هزینه این آزادی کم نیست.
بر اساس گزارشهای کارگروه حمایت از خبرنگاران (CPJ)، هر سال دهها خبرنگار در سراسر جهان جان میدهند؛ نه در میدان نبرد، بلکه در خیابانهای سوتکشیدهٔ دیکتاتوریها، زندانهای تاریک، یا مقابل دوربینهایی که فیلم بازداشتشان را ثبت میکند.
جامعهشناسی سیاسی میگوید دموکراسی واقعی بدون مطبوعات مستقل ممکن نیست، قوه قضائیه، مجریه و مقننه در ترازوی نقد خبرنگاران قرار میگیرند، اگر این ترازو از کار بیفتد، جامعه وارد گام خاموشی اطلاعاتی میشود، وقتی رسانه مستقل نباشد، شایعه جای خبر را میگیرد، راستیآزمایی از بین میرود و مردم در شبکههایی از اطلاعات نادرست سرگردان میشوند.
نمونه بارز آن جوامعی است که تنها یکصدا از تلویزیون دولتی پخش میشود و باقی صداها یا در سکوت جمع میشوند یا در قالب شبنامههای غیرحرفهای جان میگیرند، در بسیاری از کشورها، اولین اقدامی که پس از یک کودتا یا تشدید سرکوب انجام میشود، تعطیلی روزنامهها، قطع دسترسی به اینترنت و بازداشت خبرنگاران است.
اما رسانه مستقل فقط یک نهاد نیست، یک روش زندگی است، روزنامهنگار حرفهای به کسی میگویند که قدرت را بپاید، اما شمشیر قضاوت را به دست مردم بدهد، خودش قاضی نیست، او فقط حقیقت را گزارش میکند، دقیقاً به همین دلیل است که نظامهای استبدادی بیش از هر چیز از خبرنگار مستقل میترسند.
وقتی میگوییم آزادی مطبوعات، خیلی از حکومتها فوری فکر میکنند، یعنی بیقیدی و نشر اکاذیب، اما واقعیت چیز دیگری است، آزادی مطبوعات محصور در منشورهای اخلاقی حرفهای است، احترام به منابع، پرهیز از افترا، بازتاب همه ابعاد یک رویداد و پرهیز از برانگیختن نفرت، در ازای این مسئولیتپذیری، جامعه به خبرنگار حق میدهد بدون ترس، از فساد، بیعدالتی و ناکارآمدی بگوید.
رسانه مستقل و فناوری؛ فرصت یا تهدید؟
عصر شبکههای اجتماعی فرصتی تازه برای روزنامهنگاری مستقل ایجاد کرد، دیگر نیازی به انتشار کاغذی و مجوز دولتی نیست، یک خبرنگار شهروند با یک تلفن همراه میتواند تصویری از خشونت پلیس، اعتراض کارگری یا تخریب محیطزیست را منتشر کند، اما در مقابل، حبابهای فیلترشده، اخبار جعلی و الگوریتمهای قطبیکننده، خطرِ مرگ خاموش خبر حقیقی را به همراه دارند.
مردم بیشتر از همیشه در معرض اطلاعات نادرست هستند و احیای روزنامهنگاری حرفهای با واقعیتسنجی و سندگرایی، یک ضرورت حیاتی است.
در این میان، رسانههای مستقل امروز دیگر فقط روزنامه و تلویزیون نیستند، پایگاههای خبری آنلاین، کانالهای تلگرامی و یوتیوبی، پادکستها و خبرنامههای خصوصی همگی اعضای خانواده بزرگ مطبوعات آزادند، تهدید مشترک همه آنها حبس، جریمه، صافی یا حذف فیزیکی است.
حمایت از روزنامهنگاری مستقل تنها بر عهده نهادهای بینالمللی نیست، هر یک از ما که خبر درست را از شایعه تشخیص میدهیم، با لینکنکردن محتوای بی منبع، حمایت مالی از رسانههای حرفهای و پرهیز از بازنشر اطلاعات کذب، بخشی از این زنجیره حفظ آزادی مطبوعات هستیم.
دولتها نیز موظفاند قوانینی که خبرنگار را در برابر خطای غیرعمد مجازات زندان میدهد، لغو کنند، دسترسی به پروندههای عمومی را فراهم آورند، قتل و تهدید خبرنگاران را بدون مماشات پیگرد قضائی کنند.
روز جهانی آزادی مطبوعات فقط یک تاریخ مصرفی در تقویم سازمان ملل نیست، این روز، بازخوانی یک قرارداد اخلاقی است، جامعه حق دارد بداند، حقیقت امنیتزا است، نه بیثباتی بخش، هر خبرنگاری که امروز در زندان به سر میبرد، هر گزارشی که در تبعید نوشته میشود و هر تحلیلی که با ترس از بستن یک وبسایت منتشر میگردد، یادآور این نکته است که آزادی را نمیتوان به رسمیت شناخت مگر آنکه از مدافعانش دفاع کرد.
همانطور که یک سرباز از مرزهای خاکی محافظت میکند، یک خبرنگار از مرز دانستن حراست میکند، شاید بزرگترین ادای دین به قلمهایی که برای همیشه بسته شدند، این باشد که خودمان به خوانندگان حقیقتجو تبدیل شویم.
روز جهانی آزادی مطبوعات برای کسانی که در شرایط خفقان کار میکنند، نه یک جشن که یکنفس عمیق است، نفسی پیش از فرورفتن دوباره در تاریکی، خبرنگار مستقل در کشورهای بسته، مثل چراغی است که میداند سوختش شاید تا صبح نرسد، اما روشن میماند، چون در نبودش، دیوارها بر مردم فرومیریزند.
استقلال رسانه یعنی کسی نتواند تیتر تو را عوض کند نه با پول، نه با زور، وقتی این استقلال از بین برود، تنها چیزی که میماند تکصدایی است و تکصدایی جذابیت طوطی را دارد، اما صدای انسان را ندارد.
نویسنده: محمد خالدیان فعال رسانهای
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!