«کردتودی» گزارش میدهد؛
«آقای اصغر» مردی از جنس گمنامی
بیش از چهل شبانهروز حضور حماسی مردم بیجار در خیابانها میگذرد، راهی آشنا که سالها پیش مردانی چون شهید اصغر پاشاپور با خون خود هموار کردند، مردی از جنس گمنامی که در قلب حلب سوریه، درخشید.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، شبهای بیجار در چهل و ششمین حضور خود، بوی غیرت و تعهد میدهد، مردمی که تا نیمههای شب در خیابانها حاضر میشوند، نه از سر تکلیف، که از سر عشقی عمیق به این خاک و نظام، پیامی روشن به جهانیان مخابره میکنند.
این حضور پرشور، ریشه در گذشتهای دارد که با خون بهترین فرزندان این سرزمین آبیاری شده است، در میان نامهای درخشانی که چراغ این مسیر را روشن نگه داشتهاند، نام «شهید اصغر پاشاپور» میدرخشد؛ مردی که بسیاری او را تنها در چند ثانیه فیلم از میان مدافعان حرم، در کنار سردار دلها، حاج قاسم سلیمانی میشناسند، اما داستان ایثار او بسیار فراتر از آن چند ثانیه است.

شهید حاج اصغر پاشاپور که در بیان مستقیم سردار شهید قاسم سلیمانی ایشان را «آقای اصغر» خطاب داشتند، مستشار نظامی رزمندگان دفاع وطنی سوریه و فرمانده قرارگاه عملیاتی شمال سوریه، نماد بارز مقاومتی است که امروز مردم بیجار پرچم آن را بر دوش میکشند.
او حدود هشت سال از عمر بابرکت خود را صرف مقابله با تروریستهای تکفیری داعش و احرارالشام کرد و عمده آموزشهای رزمندگان سوری بر عهده او بود، پاشاپور از اولین نفراتی بود که به همراه حاج قاسم سلیمانی برای دفاع از حریم اهل بیت (ع) به سوریه رفت و سرانجام در سیزدهم بهمن ۱۳۹۸، تنها یک ماه پس از شهادت سردار سلیمانی، در حلب به فرماندهان و همرزمان شهید خود پیوست.
پیکر مطهر او که توسط تروریستهای تکفیری ربوده و سر از بدنش جدا شده بود، پنجم اسفند ماه ۹۸ به کشور بازگشت؛ صحنهای که وحشیگری دشمنی را نشان میداد که امروز نیز در قالب آمریکا و رژیم صهیونیستی، همان کینه را نسبت به ملت ایران دارد.
حضور مردم بیجار در این چهل و شش شب، یادآور همان روحیهای است که پاشاپور در جنگ سوریه از خود نشان داد. تاریخ ایران گواه است که مقاومت امروز نیز همانند نمونههای گذشته، منتج به نتیجه خواهد شد، همانگونه که نهضت ملی شدن صنعت نفت به پیروزی رسید، امروز نیز مقاومت در برابر جنگ تحمیلی سوم به ثمر خواهد نشست.

شباهت بزرگ امروز با گذشته در این است که پیروزیهای گذشته درخارج مرزها نیز با پشتوانه ملت و حضور در میدان نبرد بود و امروز نیز همان مکتب در جامعه ریشه دوانده است و جمهوری اسلامی ایران در خط مقدم تلاش برای احقاق حق مردم است و شهید پاشاپور نیز برای حفظ همین نظام و مردم جان داد، بنابراین راه پیروزی، مقاومت همراه با مراقبت و بصیرت است.
دشمنی که شهید پاشاپور را به شهادت رساند و سر از بدنش جدا کرد، همان دشمنی است که امروز به رهبری آمریکا در منطقه به بنبست رسیده است که دشمن اصلی تمدن عالمپرور و مترقی ایران است، امروز آمریکا تنها نیست و با کمک کشورهای تروریست پرور با ایران و با مردم مستقل و مقتدرش مشکل دارند و این را با سرکوب کردن نهضتهای مردمی که خواهان استقلال بودند، نشان دادند.
تروریستهای تکفیری در سوریه ابزار دست همین جریان بودند و امروز نیز مردم بیجار پابه پای سراسر کشور با حضور در خیابانها، در برابر همان جریان ایستادهاند و اجازه نمیدهند آمریکا و رژیم صهیونیستی به این خاک دستدرازی کنند.
رمز پیروزی در این مسیر، حفظ خیابان و میدان با مردم است، شهید پاشاپور در سوریه برای وحدت رزمندگان و دفاع از حریم امن مردم تلاش کرد و امروز نیز مردم با حضور یکپارچه خود نشان میدهند که هر صدایی که بوی اختلاف دهد، از گلوی دشمن خارج میشود، وقتی مردم در میدان باشند، دشمن میداند که این ملت تا پای جان از انقلاب اسلامی خود دفاع میکند و اجازه نمیدهد تفرقهای ایجاد شود و وحدت امروز مردم ، پادزهری است برای تزریقهای سمی دشمن که میخواهد با ایجاد شکاف، راه را برای نفوذ همان تکفیریهای مدرن باز کند.

جمهوری اسلامی ایران با عقلانیت و تجربهای برآمده از سالها مبارزه و جانفشانی، در حال به ثمر نشاندن تمامی تلاشهای گذشته است، اگر شهید پاشاپور سالها دور از خانواده در غربت سوریه جنگید تا امنیت به کشور بازگردد، امروز مردم با مراجعه به حافظه تاریخی خود، خیابانها را خالی نمیکنند تا زحمات آنها هدر رود، آنها میدانند که این حضور، ضامن امنیت و آینده فرزندانشان است.
مردمی که راه و رسم زندگی را به دنیا یاد دادند، شهید پاشاپور نیز از دل همین تمدن برخاست تا از حریم آن دفاع کند، ایرانی امروز در حال مطالبه حق خود از کسانی است که سالها حقش را غصب کردند، جایگاه فعلی ما این نیست که تحریم و تهدید شویم، مردم ایران نمیپذیرند که آمریکا با ۳۰۰ سال سابقه در بستر تمدنی آنها پایگاه داشته باشد، همانگونه که پاشاپور نپذیرفت تکفیریها در همسایگی حرم اهل بیت لانه کنند.
سیر تاریخی مقاومت از گذشته تاکنون برجسته است و نشان میدهد که آیندهگان از رشادتهای امروز ایرانیان به نیکی یاد خواهند کرد، تابآوری امروز به ساخت آیندهای روشنتر و ایران قوی کمک میکند، پیروزی مقابل دشمنان نزدیک و در دسترس است، به شرط وحدت در همه عرصهها، مردم بیجار نیز در این چهل و شش شب ثابت کردند که وارثان واقعی خون شهید پاشاپور و سردار سلیمانی هستند.
آنها با حضور خود فریاد میزنند که راه شهیدان ادامه دارد و پرچم مقاومت بر فراز قلههای پیروزی به اهتزاز درخواهد آمد، این پایان راه نیست، بلکه آغاز فصل درخشانی است که در آن ایرانِ اسلامی، جایگاه واقعی خود را در جهان بازخواهد یافت؛ جایگاهی که خون شهید پاشاپور و هزاران شهید دیگر، سند مالکیت آن را امضا کردهاند.

راوی حماسه مقاومت؛ از دوری تا پیروزی
زینب پاشاپور، خواهر فرمانده شهید اصغر پاشاپور و همسر شهید مدافع حرم، پرده از داستانی برمیدارد که در آن «دوری از خانه» به بهای «وصال به پیروزی» تمام شد، او روایتگر حماسهای است که از همان روزهای نخستین شعلهور شدن آتش فتنه در سوریه آغاز شد؛ جایی که برادرش نه به عنوان یک سرباز معمولی، بلکه به عنوان پرچمدار مقاومت، خط مقدم نبرد با تکفیریها را انتخاب کرد.
وی میگوید: در این مسیر پرفرازونشیب، هر لحظه ماندن در ایران برای اصغر پاشاپور دشوار بود؛ او مرخصیها را کوتاه میکرد و بازگشت به آغوش خانواده را به تعویق میانداخت تا مبادا حتی یک روز از میدان نبرد و هدایت رزمندگان دور بماند، سالها دوری از خانواده و آخرین دیدار ما در خاک سوریه و آخرین سفر او به ایران در عید فطر دو سال پیش از شهادت، نشاندهنده وزن سنگین مسئولیتی بود که بر دوش میکشید؛ مسئولیتی که جز با ایستادگی تا آخرین نفس و شهادت به پایان نمیرسید.
خواهر شهید ادامه داد: این روایت، سندی زنده از آن است که چگونه مقاومت و فداکاری فرماندهانی چون پاشاپور، بستر پیروزی نهایی بر تروریسم را فراهم کرد، او نشان داد که راه حق، با پایداری، عدم عقبنشینی و ترجیح دادند وظیفه الهی بر آسایش شخصی هموار میشود و امروز ثمره آن ایستادگی، امنیت و عزتی است که مردم ایران از آن بهرهمند هستند.

فرماندهای به وسعت گمنامی؛ از لبخند تا اسارت پیکر
یکی از همرزمان شهید معظم که نخواست نامی از ایشان برده شود، اظهارداشت: خاطرات فرمانده شهید اصغر پاشاپور، اگرچه آمیخته به خنده و شوخیهای همیشگی اوست، اما در پسِ این لبخندها، روحی بزرگ و مسئولیتی سنگین نهفته بود که او را در زمره «قهرمانان گمنام» جبهه مقاومت قرار میدهد.
وی ادامه داد: او چنان خود را در میان رزمندگان گم کرده بود که محال بود مسئولیتی را بر عهده بگیرد و آن را نیمهتمام رها کند؛ گویی میدانست که پایان مأموریت، تنها با تکمیل پیروزی و یا شهادت رقم میخورد، این ویژگی، او را به الگویی تبدیل کرده بود که نامش ممکن بود بر زبانها باشد، اما عمق ایثار و دردهایش، همچون بسیاری از شهدای گمنام، تنها نزد خداوند محفوظ ماند.
همرزم شهید گفت: در روزهای پایانی عمر شریفش، وقتی منطقهای استراتژیک به فرماندهی او برای آزادسازی تعیین شد، اصغر پاشاپور نشان داد که مقاومت یعنی ایستادگی تا لحظه آخر. او به یاری رزمندگان دیگر، آن منطقه را به طور کامل آزاد کرد و پس از اطمینان از تکمیل مأموریت و تحقق پیروزی، لباس شهادت را بر تن کرد واین پایان ظاهری زندگی او بود، اما آغاز حقیقتی بزرگ در عالم ملکوت؛ جایی که او پس از اتمام کار، به سوی معشوق شتافت و ثابت کرد که فرمانده واقعی کسی است که پیش از رفتن، بذر پیروزی را در زمین نبرد میکارد.

کردتودی؛ امروز اگر در یک جنگ نابرابر و تحمیلی آل اسپتین هستیم، شهیدانی همانند « آقای اصغر» به ما آموخت که حماسه واقعی، در میدان ماندن تا آخر است، انجام وظیفه تا آخرین نفس است.
گرچه حاج اصغر با لبخندی بر لب و مسئولیتی بر دوش، مسیر مقاومت را هموار کرد و با اسارت پیکرش، ثابت کرد که حتی دشمن نیز نمیتواند اراده یک ملت را به اسارت بگیرد، امروز نیز با شهادت قائد امت، میدان حضور و مقاومت را ترک نخواهیم کرد زیرا اعتقاد داریم که در جایی که تنها خدا پاداش کسانی را میدهد که برای عزت این خاک، هم از جانشان گذشتند و هم از پیکرشان.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!