حالت تاریک
سه‌شنبه, 07 مهر 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی کردامروز هستید؟
بانوان کُرد؛ مادرانِ صبورِ روزهای خون و باروت
«کردتودی» گزارش می‌دهد؛

بانوان کُرد؛ مادرانِ صبورِ روزهای خون و باروت

کردستان را اگر بخواهی از میان سال‌های خون و باروت بخوانی، باید چشم به بانوانش بدوزی؛ مادرانی که در سکوت، داغ فرزندان را به جان خریدند و زنان و دخترانی که کنار رنج، ایستادگی و امید را معنا کردند.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی، وقتی سخن از تاریخ انقلاب اسلامی و سال‌های پرحادثه کردستان به میان می‌آید، معمولاً تصویر مردانی در ذهن نقش می‌بندد که در کوهستان‌ها، روستاها و شهرها ایستادند و از سرزمین و باورهای خود دفاع کردند؛ اما در پس این تصویر، زنان کُردی ایستاده‌اند که سهم آنان از این تاریخ، کمتر از مردان نیست؛ زنانی که برخی مادر شدند، برخی همسر، برخی دختر و برخی خود به میدان آمدند و در نهایت، نامشان در شمار شهدای این سرزمین ثبت شد.

کردستان را باید از زاویه دیگری هم دید؛ از چشم مادرانی که فرزندانشان را بدرقه کردند، از نگاه همسرانی که چشم به جاده دوختند و از قصه دخترانی که در روزگار نوجوانی با حوادثی روبه‌رو شدند که شاید برای یک انسان بزرگسال نیز سنگین باشد.

اینجا کردستان است؛ سرزمین کوه‌های بلند، روستاهای دورافتاده و مردمی که تاریخ چند دهه اخیر خود را با خاطرات تلخ و شیرین بسیاری به یاد دارند.

در میان این خاطرات، نام ۵۶۶ زن شهیده کردستان ثبت شده است؛ ۵۶۶ نامی که اگرچه در نگاه نخست یک عدد به نظر می‌رسد، اما پشت هر کدام، یک زندگی، یک خانواده، یک مادر و یک قصه ناگفته قرار دارد.

زن کُرد؛ روایت ناگفته تاریخ

زن کُرد را نمی‌توان تنها در قاب خانه دید، زنان این دیار در طول تاریخ، دوشادوش خانواده و جامعه خود در برابر دشواری‌ها ایستاده‌اند و در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز بخشی از روایت تحولات کردستان را شکل داده‌اند.

در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب، ناامنی و درگیری‌های مسلحانه بخش‌هایی از کردستان را تحت تأثیر قرار داد. 

در چنین شرایطی، مردم منطقه با دشواری‌های فراوانی روبه‌رو شدند و در کنار نیروهای نظامی و انتظامی و نیروهای بومی، برای حفظ امنیت شهرها و روستاها تلاش کردند.

در این میان، زنان تنها تماشاگر حوادث نبودند، برخی در پشتیبانی از نیروها نقش داشتند، برخی خانواده‌های خود را همراهی کردند، برخی در مناطق درگیر باقی ماندند و برخی نیز جان خود را از دست دادند.

به همین دلیل است که وقتی از شهدای زن کردستان سخن می‌گوییم، نباید آنان را صرفاً در قالب یک آمار ببینیم چون هر نام، یک زندگی است.

فاطمه اسدی؛ روایتی از یک زن کُرد

در میان نام زنان شهیده کردستان، فاطمه اسدی یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌هاست؛ زنی از دیار دیواندره که روایت زندگی و شهادتش سال‌ها پس از شهادت نیز همچنان در حافظه مردم باقی مانده است.

فاطمه در سال ۱۳۳۹ در روستای باقرآباد دیواندره متولد شد، زندگی او مانند بسیاری از زنان روستایی کردستان با کار، خانواده و دشواری‌های روزمره گره خورده بود؛ اما تحولات سال‌های پس از انقلاب مسیر زندگی او را تغییر داد.

همسر فاطمه به اسارت درآمد و فاطمه برای پیگیری وضعیت او بارها به دنبال همسرش رفت. همین پیگیری‌ها و ایستادگی سرانجام او را در معرض خطر قرار داد.

فاطمه اسدی هشتم شهریور سال ۱۳۶۱ به شهادت رسید، اما داستان او در همان سال تمام نشد.

سال‌ها گذشت تا سرانجام پیکر این زن کُرد شناسایی شد و پس از ۳۷ سال به میهن بازگشت.

بازگشت پیکر فاطمه، بار دیگر نام او را بر سر زبان‌ها انداخت؛ زنی که سال‌ها در دل خاک کردستان آرام گرفته بود و پس از نزدیک به چهار دهه، دوباره به خانه بازگشت.

شاید بتوان گفت فاطمه اسدی نمادی از زنانی است که تاریخ، نامشان را برای مدتی در سکوت نگه داشت، اما نتوانست آن را برای همیشه فراموش کند.

ناهید؛ دختری که نامش ماندگار شد

در میان شهدای زن کردستان، روایت ناهید فاتحی‌کرجو نیز جایگاه ویژه‌ای دارد.

ناهید در سال ۱۳۴۴ در سنندج متولد شد. او در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی در فعالیت‌های انقلابی حضور داشت و در جریان حوادث کردستان به اسارت درآمد.

روایت زندگی ناهید، روایت دختری است که در سنین جوانی با یکی از تلخ‌ترین رخدادهای زندگی مواجه شد.

او شکنجه شد و در نهایت در سال ۱۳۶۱ به شهادت رسید.

نام ناهید بعدها در شمار شهدای شاخص زن کردستان قرار گرفت و از او با عنوان «سمیه کردستان» نیز یاد شده است.

اما فارغ از عنوان‌ها، آنچه روایت ناهید را ماندگار می‌کند، تصویری است که از یک دختر جوان در یکی از سخت‌ترین مقاطع تاریخ کردستان به جا مانده است.

دختری که می‌توانست مانند هم‌نسلان خود، رؤیاهای ساده‌ای برای آینده داشته باشد؛ اما روزگار، مسیر دیگری پیش روی او گذاشت.

 ۱۳ زن پیشمرگ؛ فصل کمتر روایت‌شده

در کنار صدها زن شهیده کردستان، نام ۱۳ زن شهیده پیشمرگ مسلمان کُرد نیز قرار دارد؛ زنانی که بخشی از زندگی خود را در یکی از پرالتهاب‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر کردستان سپری کردند.

این ۱۳ زن را نباید فقط در قالب یک فهرست دید چون هر کدام نامی داشتند، خانه‌ای داشتند، مادری داشتند که برایشان دعا می‌کرد، خواهری داشتند که چشم‌انتظارشان بود، همسری داشتند که بازگشتشان را انتظار می‌کشید و شاید فرزندی داشتند که هنوز خاطره مادر را در ذهن خود مرور می‌کند.

همین جزئیات است که یک آمار را به روایت تبدیل می‌کند.

 مادران؛ قهرمانان خاموش این روایت

اگر از زنان شهیده کردستان سخن می‌گوییم، نمی‌توان از مادران آنان عبور کرد.

مادران شهدا شاید هیچ‌گاه در میدان جنگ حضور نداشته باشند، اما سال‌ها با جای خالی فرزندشان زندگی کرده‌اند.

مادر، فرزندش را پیش از آنکه «شهید» باشد، به عنوان فرزند می‌شناسد؛ کودکی که روزی دست او را گرفته، نوجوانی که در خانه خندیده و جوانی که شاید آخرین بار هنگام رفتن، نگاه مادر را با خود برده است.

برای همین، روایت مادران شهدا نیز بخشی از تاریخ است.

مادری که سال‌ها بعد هنوز لباس فرزندش را نگه می‌دارد.

مادری که عکس فرزندش را از دیوار پایین نمی‌آورد.

مادری که وقتی نام فرزندش را می‌شنود، برای چند لحظه به سال‌های دور بازمی‌گردد.

این‌ها روایت‌هایی است که در کتاب‌های تاریخی کمتر دیده می‌شوند، اما بخش مهمی از حافظه اجتماعی کردستان را تشکیل می‌دهند.

 زنانی که جنگ را در خانه تجربه کردند

همه زنان شهیده، رزمنده نبودند، برخی در خانه، روستا یا محل زندگی خود قربانی حوادث شدند.

این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا جنگ و ناامنی فقط در میدان نبرد اتفاق نمی‌افتد.

گاهی میدان نبرد، کوچه‌ای است که یک مادر با کودک خود از آن عبور می‌کند.

گاهی خانه‌ای است که خانواده‌ای در آن زندگی می‌کند و گاهی مدرسه‌ای است که دختر نوجوانی از آن به خانه بازمی‌گردد.

زنان کردستان در سال‌های پرحادثه، بسیاری از این لحظات را تجربه کردند و برخی نیز جان خود را در همین حوادث از دست دادند.

از این منظر، روایت شهدای زن کردستان تنها روایت شهادت نیست؛ روایت زندگی نیز هست.

روایت زنانی که پیش از شهادت، زندگی کرده‌اند، خانواده ساخته‌اند، فرزند بزرگ کرده‌اند، کار کرده‌اند، خندیده‌اند و برای آینده رؤیا داشته‌اند.

 از عددها عبور کنیم

۵۶۶ زن شهیده؛ وقتی این عدد را می‌خوانیم، ممکن است چند ثانیه مکث کنیم و بعد از کنار آن عبور کنیم.

اما اگر هر بار فقط یک نام را بخوانیم، ماجرا متفاوت می‌شود.

یک نام، یک چهره است.

یک چهره، یک خانواده دارد.

یک خانواده، یک خانه.

و یک خانه، سال‌ها خاطره.

شاید وظیفه امروز ما این باشد که این زنان را از دل آمار بیرون بیاوریم و دوباره به آنان چهره بدهیم.

باید درباره زندگی‌شان بنویسیم، با خانواده‌هایشان گفت‌وگو کنیم، عکس‌های قدیمی را ببینیم و خاطرات مادران و خواهرانشان را ثبت کنیم.

زیرا اگر روایت نشوند، بخشی از تاریخ یک سرزمین آرام‌آرام از حافظه نسل‌های بعد حذف خواهد شد.

برای اینکه نسل امروز بداند در روزهایی که تاریخ سخت می‌گذشت، زنان کُردستان فقط تماشاگر نبودند.

آنان نیز ایستادند، انتخاب کردند، رنج کشیدند و برای همیشه در حافظه این سرزمین ماندگار شدند.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!