یادداشت؛
بیجار بدون مرکز تعویض پلاک مانده است
شهرستان ۸۹ هزار نفری بیجار ماههاست از داشتن مرکز تعویض پلاک محروم است؛ در حالی که شهرستانهای کوچکتر اطراف، این خدمت را بهراحتی ارائه میدهند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، بیجار شهری با پیشینهی فرهنگی غنی و جمعیتی نزدیک به نود هزار نفر، ماههاست که در انتظارِ سادهترین خدماتِ اداریِ مرتبط با وسایل نقلیه مانده است.
نبودِ مرکز تعویض پلاک در این شهرستان، نه یک کمبودِ جزئی، که زخمی عمیق بر پیکرهی خدمترسانی به شهروندان است.
وقتی شهرستانهای کوچکترِ همجوار، با جمعیت و وسعتِ کمتر، این خدمت را با قدرت و نظم ارائه میدهند، پرسشِ اساسی اینجاست چرا بیجار باید در حاشیهی تصمیمگیریها بماند؟
هر شهروندِ بیجاری که قصدِ خرید یا فروشِ خودرو دارد، امروز با یک دوراهیِ سخت روبهروست، یا باید ساعتها در جادههای کوهستانی و پرخطرِ منطقه رانندگی کند تا به نزدیکترین مرکز تعویض پلاک برسد، یا باید هزینههای گزافِ ایابوذهاب و اتلافِ وقت را بپذیرد.
این فقط یک مسئلهی رفاهی نیست؛ بلکه موضوعی است که با ایمنیِ جانیِ مردم و اقتصادِ خانوارها گره خورده است.
جادههای منتهی به شهرستانهای همجوار، بهویژه در فصولِ سرد و بارانی، همواره با خطراتِ جادهای، یخبندان و تصادفاتِ ناگوار همراه بودهاند.
آیا سزاوار است که یک خدمتِ اداریِ ساده، مردم را به چنین ریسکهایی وادار کند؟
هزینههای پنهانِ این محرومیت، تنها به سوخت و استهلاکِ خودرو محدود نمیشود، یک روزِ کاملِ کاریِ از دست رفته، هزینهی غذا و اقامتِ احتمالی و از همه مهمتر، فشارِ روانی ناشی از این سفرهای اجباری، بارِ سنگینی بر دوشِ خانوادههاست.
برای قشرِ کمدرآمد، این هزینهها میتواند به معنایِ عقبافتادگی از سایرِ نیازهایِ اولیه باشد. آیا مسئولانِ ذیربط، این ابعادِ پنهانِ محرومیت را محاسبه کردهاند؟
شاید برخی بگویند که تأسیسِ مرکزِ تعویض پلاک، نیازمندِ زیرساخت، نیروی انسانی و بودجه است، اما پرسشِ بعدی اینجاست، اگر اولویتبندیِ خدمات بر اساسِ نیازِ مردم و عدالتِ توزیعی باشد، آیا بیجار با این جمعیت و وسعت، شایستهی این محرومیت است؟
وقتی شهرستانهای کوچکتر توانستهاند این مرکز را راهاندازی کنند، پس مشکل از کجاست؟ آیا نبودِ اراده مدیریتی است؟ آیا کمتوجهی به ظرفیتهایِ منطقه است؟ یا اینکه بیجار در تقسیمبندیهایِ اداری، فراموش شده است؟
مسئلهی مهمتر، فقدانِ پاسخگوییِ شفاف است.
شهروندانِ بیجار حق دارند بدانند که چه نهادی مسئولِ این تأخیرِ طولانی است؟ فرمانداری؟ اداره کلِ راهور؟ استانداری؟ یا ترکیبی از اینها؟ چرا هیچیک از این دستگاهها، تاکنون توضیحِ روشنی دربارهی زمانِ دقیقِ راهاندازیِ این مرکز ارائه ندادهاند؟ سکوتِ مسئولان، نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه بر بیاعتمادیِ عمومی میافزاید.
یادمان نرود که تعویض پلاک، تنها یک فرآیندِ اداری نیست؛ بلکه بخشی از زنجیرهی امنیتِ ترافیکی و حقوقیِ شهروندان است تأخیر در این خدمت، میتواند به معنایِ تأخیر در انتقالِ مالکیت، بروزِ اختلافاتِ حقوقی و حتی سوءاستفادههایِ احتمالی باشد. آیا این ریسکها برایِ مسئولانِ ذیربط قابلِ قبول است؟
بیجار، شهری که در عرصهی فرهنگ، ورزش و تولید، همواره پیشرو بوده، سزاوارِ این نیست که در سادهترین خدماتِ شهری، در جا بزند.
امروز، مطالبهی مردمِ این دیار، نه یک درخواستِ لوکس، که یک حقِ مسلم است، حقِ دسترسی به خدماتِ اداریِ بدونِ ریسکِ جانی و هزینهی اضافی.
از مسئولانِ استان و کشور انتظار میرود که با نگاهی عادلانه و فوری، نسبت به راهاندازیِ مرکزِ تعویض پلاک در بیجار اقدام کنند، این اقدام، نه یک لطف، که اجرایِ قانون و ادایِ دین به مردمی است که سالهاست با صبر و امید، انتظارِ تحققِ این وعدهها را میکشند.
تا آن روز، هر شهروندِ بیجاری که ناچار به سفرِ جادهای برایِ یک کارِ اداریِ ساده میشود، بهخوبی میداند که محرومیت، فقط یک واژه نیست؛ بلکه تجربهی روزمرهی خطر، هزینه و بیپاسخی است. و این، شایستهی هیچکدام از مردمِ ایرانزمین نیست.
نویسنده: سیدمحمدصابر سبحانی فعال رسانهای
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!